از رنگ تا معنا
نوشته های نویسنده گان مان
تجربهی زیسته در سنگهای سرخ تعارف
نویسنده: توکا آبادانی
سنگهای سرخ تعارف؛ تازهترین مجموعهی شعر خوشبین هروی است که نشر آوای زریاب بهچاپ رسانیده است. این مجموعه در ۱۵۰ صفحه شامل ۱۲۰ پارچه شعر سپید بلند و کوتاه میباشد. خوشبین هروی نام درشتی در حوزه نقد و بررسی شعر سپید بهویژه شعر کوتاه سپید میباشد.
سالهای قبل از او کتاب دیگری بنام «از حاشیه به متن» نیز به چاپ رسیده بود که در جایش اثر ارزشمند و مهمی در حوزه تحلیل و نظریهپردازی میباشد. مجموعه سنگهای سرخ تعارف را میتوان در فرم شعر سپید امروزی مورد بررسی قرار داد. شاعر در این مجموعه از زبان ساده و صمیمی برخوردار است و تلاش کرده تا شعرهای این مجموعه از زبان، فرم و ساختار یکسان برخوردار باشد.
شعر سپید امروز را میتوان به جریانهای متفاوت دستهبندی کرد. یک تعدادی از شاعران هنوز شعر سپید را به سبک و سیاقهای زبانی احمد شاملو و پیروان آن خلق میکنند. یک تعداد دیگر شعر سپید را کاملن از لحاظ فرم زبانی دگرگون کردهاند و به زیباشناسیهای تازهی دست زدهاند که متاثر از شعر بعضی از شاعران مهم معاصر شعر سپید است. مثل جریان سادهسرایی و…
در حقیقت شعر سپید دامنهی بزرگ را برای شعر فارسی ایجاد کرد که میتوان هر نوع شعر آزاد و نو را زیر مجموعهی آن قرار داد و آن را شعر سپید تلقی کرد. روی همین علت سبکهای شعر سپید امروزی مقید بر آن فرم شاملویی نیستند و خود را رها کردهاند تا با شعر جهان و زبان روزمره عجین باشند.
به عنوان مثال شعر رسول یونان و شمس لنگرودی در زبان فارسی تاثیر مهمی روی نسل کنونی داشته است که هر دو شاعر زبان متفاوت دارند و تجربههای خود را با زبان ساده پیشکش میکنند. شاهد دو چهره مهم شعر معاصر در شعر فارسی را همین دو شاعر معرفی کرد که تاثیر جدی بر نسل امروزی و شعرشان داشته است.
مجموعه سنگهای سرخ تعارف را میتوان در چند لایه مورد بررسی و نقد قرار داد. این مجموعه تازهگی خود را از لحاظ معنایی که تحت تاثیر جهانی شدن تجربههای فردی و روانشناسی شاعر است به نمایش میگذارد و با استفاده از قطبهای زبانی به شعرش منطق شاعرانه میبخشد. شاعر از نمادها، اشیا، فناوری و تجربههای زیستهی خود و جامعهی خود الگوبرداری و بهرهگیری میکند.
به اقیانوس زدی
دوباره
از تلویزیون سر رفتی
با ماهیان کوچکی که
در واپسین جلیقه تو پناه گرفته بودند
ما تو را جمع کردیم
تا غم ما خیس نماند
بیخبر از آنکه
تمام آبهای جهان تابوت توست!
«ص ۸۸؛ سنگهای سرخ تعارف»
منطق شاعرانه شعر سپید امروزی بیشتر مبتنی بر تجربه شخصی، تصویرسازی و نوآوری و آزمایش زبانی است که تفاوت جدی با شعر سنتی و منطق آن دارد. آقای خوشبین در این شعر بازتابدهندهی رویدادی است که فاجعهی در دنیای امروزی شمرده میشود.
ما در این شعر سپید که زبان بسیار صمیمی و ساده دارد سرگردانی انسانی را میبینم و میخوانیم که ترک وطن میکند و با فرزندانش به آبهای جهان میزند تا بهجای دیگری مهاجرت کند اما خبر مرگ او از رسانهها پخش میشود و این مصیبت تمامی ندارد هنگامیکه وضعیت حاکم قاتل و آب تابوت میشود.
این شعر را میتوان در دریف شعرهای مثل شعر رسول یونان و لنگرودی قرار داد و یک شعر عالی شناسایی کرد. شاعر در این شعر زبان ساده و صمیمی دارد که در نهایت با منطق شاعرانهی که بر روایت بخشیده است شعر را فضای استعاری میدهد و ماندگار میسازد.
یکی از مهمترین جلوههای شعرهای خوب امروزی سپید، فضا و ساختار استعاری آن میباشد. در واقع همین ساختار استعاری شعر سپید امروزی است که به شعرهای امروزی شاکله، منطق شاعرانه و اعتبار میبخشد.
جنگ به دهکده رسید
دریا آتش گرفت
ماهیها
به قصهها ریختند
و کشتزارها
زیر پای تانکها مچاله شدند
پدر با عجله گفت: کانال را عوض کن «پدرسگ»
لولهی تفنگ آخرین بازمانده را نشانه گرفته است!
«ص ۱۲؛ سنگهای سرخ تعارف»
رنگ شعرهای این مجموعه یاس، غم، جنگ، ناامیدی و… است. شاعر روایتگر دردها و مصیبتهای تاریخ سرزمیناش است. وقتی این شعر را مخاطب میخواند مو بر بدنش سیخ میشود. گویا همین اکنون تفنگ از تلویزیون بیرون زده و پدرش را یا هم آخرین بازمانده را نشانه میگیرد.
فضای این شعر و نوع روایتاش روایی است که از زندگی شاعر بیرون میزند. معناآفرینی در شعرهای این مجموعه از موفقیتهای شاعر است که خلق میکند. معنایی که به اندیشه و اندیشهورزی میکشد مخاطب را و در نهایت رویداد یا واقعهای را که تجربه زیسته شاعر است بهنمایش میگذارد.
نگاه شاعر در مجموعه سنگهای سرخ تعارف به شعر بهمثابه بیان احساسات و عواطف شاعرانه که ابزاری باشد برای دوستی و لطف درونی یا ذهنیاش نیست یا برانگیختن همدلی در مخاطب، بلکه نگاه شاعر به شعر در این مجموعه بیشتر بازتابدهنده عینی تحولات اجتماعی، تاریخی، سیاسی و… است که رویکرد آگاهیدهی به مردمش و جامعه را دارد و آنچه را که اتفاق افتاده و میافتد به عنوان تجربه به موزهای برای تاریخ سرزمیناش تبدیل میکند.
پدر کم حوصله شده بود
تنها بهخبرها گوش میداد
و مادر که از سیاست نفرت داشت
چشمانش را هر روز
در قرآن میشست
طالبان که رسیدند
تلویزیون را
صندوقچه شیطان گفته
با تبر کشتند
و پدر
گریبان مادر را گرفت
تا نعش شیطان را نشانش دهد!
«ص ۴۷؛ سنگهای سرخ تعارف»
این شعر دقیقن همان نگاه شاعر به شعر را به مثابهی بازتاب تحولات تاریخی ـ سیاسی و رویدادهای عینی تجربهشدهی اوست که به نمایش میگذرد و نه به مثابهی یک رویداد زبانی. در شعر فارسی ما شعرهای فراوانی داریم که نگاه شاعران به شعر به مثابهی رخداد زبانی است و نه تجربی.
یعنی شعر حامل پیام اجتماعی یا تجربه زیسته نیست بلکه بهمثابه رخداد زبانی شکل میگیرد. از این دست شعرها در شعر فارسی فراوان است مثل شعرهای دهه ۷۰ و…
در مجموعه سنگهای سرخ تعارف شعرهای شاعر ۹۰ درصد از فرم و ساختار یکدست برخوردار است و در تعداد اندکی از شعرها شاعر فرم زبانی و نگاه انتزاعی به شعر دارد مثل شعرهای «بالهای تخیل…» ص ۶۴، «من از خود فرار میکنم…» ص ۱۴۸ و… شاعر در شعرهایی که فضا انتزاعی دارد بیشتر پناه به ضمیر ناخودآگاه میبرد و بیشتر شعرش را رها میکند به زبان و بهعنوان رخدادی در آن.
من از خود فرار میکنم / فرار / فرار / فرار
«ص ۱۴۸؛ سنگهای سرخ تعارف»
اما شعرهای عینی او که مبتنی بر تجربههای زیسته او میباشد، واگذار شده به امر استعاری. کلمههایی همچو طالبان ـ سیاست ـ قرآن ـ تلویزیون ـ تبر ـ پدر و مادر و… و چینش آنها در شعرش فضا و روایت شعر را جذاب میسازد. این کلمهها بهراحتی کنار همدیگر برای فضای شاعرانه جا پیدا میکنند و شاعر تلاش میکند شعرها به صورت کلی با عناصر صورخیال شعر کلاسیک آرایش داده نشود بلکه تلاش دارد شعر در یک ساختار استعاری اتفاق بیافتد.
یکی از ویژگی مهم و شاکله اعتبار شعرهای سپید امروزی که زبان ساده و صمیمی دارند همین مورد میباشد. شعرهای سپید امروزی و معناآفرینی رابطهی قطب استعاری و مجاورت زبان است.
در شعر سپید امروزی زمانیکه شاعر از زبان پیچیده و نمادین و فضاسازی ذهنی دور میکند و از آن دست میکشد، در عوض باید نوآوری در کار داشته باشد تا شعر به نثر تبدیل نشود. این نوآوری در شعر رسول یونان و تعداد دیگری خیلی روشن است.
سرباز
خسته و زخمی از راه رسید
زن از خانه رفته بود
زخمی که او را
در قطار و جنگل و جاده
نکشــته بود
در خانه کشت.
«رسول یونان»
این شعر کوتاه از رسول یونان با تمام سادگی یک شعر تکاندهنده و محکم است که مبتنی بر قطب استعاری و مجاورت زبان شکل گرفته است.
زمستان رسیده بود
ما بزرگ شده بودیم
و لباسها کوچک
مادر مجبور شد
ما را بهاندازهی لباسها کوتاه کند
اما خواهرم هنوز بزرگ بود
و ما مجبور شدیم
او را در اولین برف
زیر خاک پنهان کنیم.
«سنگهای سرخ تعارف؛ ص ۵۷»
حالا اگر این دو شعر را از هر دو شاعر به مقایسه بگیریم، بهطور کلی از رویکرد و ساختار یکسان برخوردار اند. معناآفرینی که از رابطهی قطب استعاری و مجاورت زبان بهدست میآید. قطب استعاری بر شباهتها و جایگزینیها دلالت دارد و قطب مجاورت بر پیوستگی و نوع روایت در شعر.
شعرهای سپید امروزی بهطور خاص بر قطب استعاری استوار است چونکه رابطه شباهتها و جایگزینیها باعث معناآفرینی تازه برای مخاطب میشود. در هر دو شعر بالا همین فضا و رویکرد استفاده شده است و شاعر تلاش کرده در یک ساختار استعاری به معناآفرینی دست زند و به شعر بهعنوان یک امر استعاری نگاه کند.
پدر بزرگ
وقت ملاقاتاش با خدا دیر شده بود
با عجله به رودخانه زد
رودخانه او را
دوباره به خانه نیاورد
حالا هر زمانی که دلتنگ پدربزرگ میشوم
به رودخانه میروم
ماهیانی را که بیرون میاندازم
پدر بزرگ میشوند.
«سنگهای سرخ تعارف؛ ص ۵۸)
در این نمونه کاملن هر دو قطب زبان نمایان است. شاعر با همان رویکردی که از آغاز مجموعه شروع کرده بهجلو میرود و تلاش دارد تا شعرهایش همان زبان ساده و صمیمی را حفظ کند.
در شعر آقای خوشبین در این مجموعه برجستهسازی از طریق غیرعادیسازی مفاهیم و معناها به فضاسازی و ساختار استعاری میرسد. واژهها و کلمهها بهتنهایی مرکز توجه نمیباشند بلکه شاعر با انسجام دادن آنها به ایجاد شبکهی استعاری دست میزند که در لایههای درونی کارکرد معنایی و تصویری پیدا میکند و در لایههای بیرونی به وحدت و ساختار میرسد.
در مجموعه سنگهای سرخ تعارف شاعر از این دست شعرها فراوان دارد که مبتنی بر همین رویکردها شکل گرفته است. نوشتهی کنونی بهطور خاص روی همین رویکردهای شاعر و بیشتر شعرهای او که مبتنی بر همین رویکرد است توجه دارد.
موفقیت شاعر را در مجموعه حاضر بهویژه در آن دسته از شعرهایی که ذکر کردم، در سازوکار تولید رنگ و معنا در شعرهایش است که در عین سادگی زبان؛ عمیق و تکاندهنده است. شاعر با استفاده از تجربهها و موضوعهای مورد نظرش به ایجاد شبکهی استعاری در شعرش دست میزند که به مثابه سازوکار تولید معنا عمل میکند و در نهایت به ساختار و زیباشناسی خاص میانجامد.
به آرزوی موفقیت برای شاعر